از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - رسيدن موكب همايون به وادى حاجر و نامه فرستادن آن حضرت به اهل كوفه و گرفتار شدن حامل نامه
شمار مىرفت پس از گرفتن اين فرمان از امير خود از كوفه بيرون آمد و از نظم و نسق چيزى فروگذار ننمود، در هرسرحدّى گروهى انبوه از سپاهيان گماشت و به تمام آنها سفارشات لازم را نمود .
رسيدن موكب همايون به وادى حاجر و نامه فرستادن آن حضرت به اهل كوفه وگرفتارشدن حامل نامه
پس از آنكه حضرت از ثعلبيّه خارج شدند همهجا طى طريق و قطع منازل مىفرمودند تا به منزل حاجر رسيده و آنجا سرزمين وسيع و بزرگى است متعلّق به ارض نجد تل و عقبهاى دارد كه آن را بطن الرّمه با تشديد ميم و بطن الرؤمه با همزه نيز خوانند، حضرت پاى كوهى منزل نموده و سرادق جلال برسر پا كردند :
|
فروشد به ماهى و برشد به ماه |
بن نيزه و قبّه بارگاه |
مرحوم شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : امام عليه السّلام در اين منزل به خط مبارك نامهاى براى اهل كوفه مرقوم فرمودند و پس از ممهور كردن آن قيس بن مسهر صيداوى و به روايتى به عبد اللّه بن يقطر [١] امر فرمودند تا نامه را به كوفه برده و آن را به نظر اهل آن شهر برساند و تا آن ساعت كسى خبر شهادت حضرت مسلم بن عقيل را نياورده بود .
علّت انشاء نامه و مضمون آن
سبب نوشت اين نامه آن بود كه بيست و هفت روز قبل جناب مسلم بن عقيل نامهاى به حضرت نوشت و در آن اظهار نمود كه اهل كوفه اطاعت و انقياد نمودهاند .
و جمعى از اهل كوفه نيز طىّ نامهاى به آن جناب بشارت داده بودند كه در اينجا
[١] يقطر خادم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و همسرش ميمونه در منزل امير المؤمنين عليه السّلام خدمتكار بود و عبد اللّه فرزند وى سه روز جلوتر از امام حسين عليه السّلام بدنيا آمد و چون مادرش حضانت امام حسين عليه السّلام را مينمود وى را برادر رضاعى حضرت خواندهاند .